آمبولانس
یه سلام گرم به همه دوستای گلم مدتیه نتونستم آپ کنم ... الانم یه عالمه عکس هست که نمی دونم اونا را باید کی بزارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چند روزی در ولایت ما نمایشگاه کام سیت ( همون کامپیوتر و موبایل ) بر پا بود . بابا مرتضی هم اونجا غرفه گرفته بود و این چند روز حسابی گرفتار بود . دیروز روز آخر بود و منو علی به همراه مامانی و خانوم دایی و دایی رفتیم نمایشگاه . حسابی خوش گذشت به خصوص علی آقا که دم به دقیقه از ما پشمک می خواست . همین که به غرفه بابا رسیدیم ... علی آقا انگار مالک اونجاست ... رفت و با اقتدار روی صندلی نشست و با تبلت تبلیغاتی جلوی ویترین شروع کرد به بازی و ما هم از مانیتور می دیدیم . حالا کی می تونست اونو بیاره ... خدا را شکر خانوم...





